لغت نامه دهخدا
شیرینی پزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) کار شیرینی پز. قنادی. شیرینی سازی. عمل پختن شیرینی. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ مرکب ) دکان قناد. دکان قنادی. شیرینی سازی. دکان یا کارخانه ای که درآن شیرینی پزند. دکان شیرینی پز. ( یادداشت مؤلف ).
شیرینی پزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) کار شیرینی پز. قنادی. شیرینی سازی. عمل پختن شیرینی. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِ مرکب ) دکان قناد. دکان قنادی. شیرینی سازی. دکان یا کارخانه ای که درآن شیرینی پزند. دکان شیرینی پز. ( یادداشت مؤلف ).
شغل و عمل شیرینی پز، قنادی، شیرینی سازی.
۱ - عمل و شغل شیرینی پز قنادی. ۲ - ( اسم ) دکان شیرینی پز قنادی.
💡 صنعت بخش مهمی از اقتصاد سوریه را تشکیل میدهد. از این صنایع میتوان نساجی و انواع صنایع غذایی علیالخصوص شیرینی پزی اشاره کرد.
💡 اولین آموزشگاه آشپزی در ایران توسط وی در سال ۱۳۶۲ تأسیس شد. ساناز مینایی از سال ۱۳۵۷ در ایران به تدریس هنرهایی چون تزئین سبزیجات و میوهآرایی، آشپزی، شیرینیپزی، دکور کیک، و مدیریت خانواده پرداختهاست. او در سال ۱۳۷۰ با تدوین اولین استاندارد آشپزی سازمان آموزش فنی و حرفهای که شامل ۱۴ استاندارد آشپزی، شیرینی پزی و پذیرایی موسوم به سرآشپز طلایی اولین آموزشگاه با مجوز رسمی از سازمان فنیحرفهای را تأسیس نمود.