لغت نامه دهخدا
شاه گهر. [ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای گوهر و نژاد شاهان بود. از گوهر و تبار شاهان. شاهزاد. || ( اِ مرکب ) جد پادشاهان. ( ناظم الاطباء ). اما این معنی جای تأمل است.
شاه گهر. [ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای گوهر و نژاد شاهان بود. از گوهر و تبار شاهان. شاهزاد. || ( اِ مرکب ) جد پادشاهان. ( ناظم الاطباء ). اما این معنی جای تأمل است.
آنکه دارای گوهر و نژاد شاهان بود یا جد پادشاهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دست جامه بفرمود شاه گهر بافته با قبا و کلاه