شاعر نوازی
مترادفها
شاعرپروری
متضادها
شاعر دشمنی
لغت نامه دهخدا
شاعرنوازی. [ ع ِ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل نواختن شاعر. مهربانی و ملاطفت نسبت به شاعر:
سنت شاعرنوازی پادشاه دین نهاد
ای همه شاهان عالم مر غلامش را غلام.سوزنی.جاودان ماند کریم از مدح شاعر زنده نام
زین بودشاعرنوازی عادت و رسم کرام.سوزنی.
فرهنگ فارسی
عمل نواختن شاعر مهربانی و ملاطفت نسبت به شاعر.
جمله سازی با شاعر نوازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاودان ماند کریم از مدح شاعر زنده نام زین بود شاعر نوازی عادت و رسم کرام
💡 سنت شاعر نوازی پادشاه دین نهاد ای همه شاهان دنیا مرغلامش را غلام