ساحر بابل
لغت نامه دهخدا
ساحر بابل. [ ح ِ رِ ب ِ ] ( اِخ ) کنایه از هاروت است که گویند یکی از آن دو فرشته است که در چاه بابل سرازیر آویخته بعذاب الهی گرفتارند. اگر کسی بسر آن چاه بطلب جادوئی رود او را تعلیم دهند:
گر شود آگه از استادی آن غمزه کمال
پیش او ساحربابل رضی اﷲ زند.کمال خجندی ( دیوان ص 171 ).
فرهنگ فارسی
تانیث ساحر
جمله سازی با ساحر بابل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر شود آگه از استادی آن غمزه کمال پیش او ساحر بابل رضی الله بزند
💡 در افسانههای باستانی، شخصیت ساحر بابل به عنوان موجودی قدرتمند توصیف شده که توانایی کنترل عناصر طبیعت را در اختیار داشت.
💡 داستانهای مربوط به ساحر بابل با جزئیات فراوان و فضایی جادویی، خوانندگان را به دنیای پر از رمز و راز دوران باستان میبرد.
💡 بسیاری از هنرمندان در آثار خود سعی کردهاند تا ابهت و هیبت اسطورهای ساحر بابل را با استفاده از رنگها و اشکال مختلف بازسازی کنند.