فرهنگ عمید
اتفاق، پیوستگی، سازگاری.
رفوگر، رفو کننده.
اتفاق، پیوستگی، سازگاری.
رفوگر، رفو کننده.
( صفت ) رفوگر رفو کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرانسوا: برو برو که تو شرم و حیا نمیدانی تو هیچ قیمت عهد و رفا نمیدانی