لغت نامه دهخدا
رایگا. ( اِ ) رایکا. ریکا. مطلق معشوق که اهل طبرستان ریگا گویند. ( رشیدی ):
رایگا روی نموده ست و غلطافتادی
باش تادر طلب پویه جهان پیمایی.مولوی ( از رشیدی ).شاید مبدل یا مصحف رایکا باشد. رجوع به رایکا شود.
رایگا. ( اِ ) رایکا. ریکا. مطلق معشوق که اهل طبرستان ریگا گویند. ( رشیدی ):
رایگا روی نموده ست و غلطافتادی
باش تادر طلب پویه جهان پیمایی.مولوی ( از رشیدی ).شاید مبدل یا مصحف رایکا باشد. رجوع به رایکا شود.
رایکا. مطلق معشوق که اهل طبرستان ریگا گویند.
💡 ایری سخت رایگا آواز در عالم زدم تا بدین آواز باز آیند هر آوارهای