راستگویان
مترادفها
صادقان
متضادها
دروغگویان
لغت نامه دهخدا
راستگویان. ( اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان که در 68هزارگزی جنوب خاوری قصبه رزن و در 6هزارگزی جنوب قلعه جق واقعست. محلی است کوهستانی و سردسیر، و سکنه آن 272 تن میباشند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول عمده آن غلات، حبوبات، و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با راستگویان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود بر نیک و بد لازم رعایت راستگویان را توانگر بیسبب آیینه را در زر نمیگیرد
💡 سوی راستگویان و کارآگهان کجا او پراگنده بد در جهان
💡 تلخ است حدیث راستگویان این زهر به کام، شهد گردان
💡 «وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ» و ایشان که گواهی دهند بر زنان خویش بزنا، «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ» و گواه ندارند مگر خویشتن، فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ» آن گواهی که ایشان دادند آنست که گواهی دهند چهار بار و هم سوگند و هم گواهی، «إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ» (۶) که او در آنچه گفت از راستگویان است.