دویره

لغت نامه دهخدا

( دویرة ) دویرة. [ دُ وَ رَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر دارة؛ یعنی خانه کوچک. ( ناظم الاطباء ). مصغر دار، سراچه. || هاله کوچک گرد ماه. ( ناظم الاطباء ).
دویره. [ دَ رَ / رِ ] ( اِ ) دوال و تسمه ای که بدان قمار بازند. ( ناظم الاطباء ) ( ازآنندراج ) ( از فرهنگ اوبهی ) ( از برهان ):
شاه غزنین چو نزد او بگذشت
چون دویره به گردش اندر گشت.عنصری ( از اسدی ).
دویره. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است به نیشابور، از آن ده است محمدبن عبداﷲبن یوسف بن خورشید. ( منتهی الارب ). دهی است در دو فرسخی نیشابور. ( از لباب الانساب ).

فرهنگ عمید

خانقاه.

فرهنگ فارسی

دوال و تسمه که بدان قمار بازند.

جمله سازی با دویره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گروهی از درویشان که با من حاضر بودند که این بگفت، چون به دویره باز آمدیم، هر کسی را سری پدیدار آمد و گفتند که: «فقر خود همین است.» و بیشتر از ایشان در خوب دوختن پاره و بر زمین زدن پای می‌شتافتند و هر کسی را پندار آن بود که: «ما سخنان طریقت بدانیم شنید.» و به حکم آن که روی دل من بدان سید بود، نخواستیم که آن سخن وی بر زمین افتد. گفتم: «بیایید تا هر کسی اندر این سخن چیزی بگوییم.» هر یک صورت خود بگفتند. چون نوبت به من رسید، گفتم: «پارهٔ راست آن بود که به فقر دوزند نه به زینت؛ چون رقعه اگر به فقر دوزی اگر ناراست دوزی راست بود. و سخن راست شنیدن آن بود که به حال شنود نه به مُنیت و به جد اندر آن تصرف کند نه به هزل و به زندگانی مر آن را فهم کند نه به عقل و پای راست آن باشد که به وجد بر زمین نهد نه به لهو و به رسم.» بعین این سخن را بدان سید نقل کردند. گفت: «أصابَ عَلیٌّ، جَبَرَهُ اللّه».

💡 این روستا در دهستان دویره قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۱۳۶ نفر (۲۴۷خانوار) بوده‌است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران