دار و مدار

لغت نامه دهخدا

دار و مدار. [ رُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) انتظام امور. || مایملک شخص. دارایی. ( ناظم الاطباء ). اما صحیح کلمه «دار و ندار» است. رجوع به دار و ندار شود.

فرهنگ فارسی

انتظام امور

جمله سازی با دار و مدار

💡 هش دار و مدار خوار کس را مرغان همه را حبیره مشمر

💡 دست بخشش کشیده دار و مدار همگنان را بهر عطا یکسان

💡 اندیشه پاک دار و مدار ایچ غم ازآنک اندیشه پاک داشتن است اصل بی‌غمی

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز