دوشادوش
دوشادوش صفتی مرکب است که به حالت افرادی اشاره دارد که به صورت منسجم، پیوسته و در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این واژه بهصورتهای دوشبهدوش و شانهبهشانه نیز نوشته میشود و در متون معتبر فارسی، هممعنی با واژگانی همچون همدوش، همراه و همتراز به کار رفته است. این ترکیب بیانگر همقدمی، همراهی و همسطحی در موقعیت یا اقدام مشترک است.
از جنبهی کاربردی، این اصطلاح اغلب در بافتارهای اجتماعی، نظامی یا حماسی به کار میرود و بر اتحاد، همبستگی و مشارکت جمعی تأکید میکند. برای نمونه، در توصیف نقش غیرنظامیان در پشتیبانی از نیروهای مسلح، گفته میشود: «مردم دوشادوش سربازان به دفاع پرداختند.» این کاربرد، حاکی از همکاری نزدیک و ایستادن در یک صف و آرایش مشترک، فارغ از تمایزات معمول است.
بنابراین، دوشادوش فراتر از یک همراهی ساده، حاوی مفهومی از همترازی، اتحاد عملی و اشتراک در تلاش یا خطر است. این واژه بهویژه در متون رسمی و ادبی، همارزشی و همجهتی کامل میان طرفین را میرساند و بر پیوندی ناگسستنی در حرکت به سوی هدفی مشترک دلالت دارد.
مترادفها
کنار، پهلو به پهلو
متضادها
جدا از هم، در مقابل
لغت نامه دهخدا
دوشادوش. ( ق مرکب ) صفی با افرادی بهم پیوسته. دوش بدوش. دوش بادوش. شانه بشانه. ( ناظم الاطباء ). همدوش. همراه. همبر. در یک رده و صف برابر: مردم کره دوشادوش سربازان به جنگ پرداختند. ( یادداشت مؤلف ):
تا رسیدند هر دو دوشادوش
به بیابانی از بخار به جوش.نظامی.هرکجا روی آورم بخت سیه همره بود
گاه دوشادوش من گاهی به پیشاپیش من.( یادداشت مؤلف ).
دوشادوش. ( اِ مرکب، ق مرکب ) ( مرکب از «دوش » ریشه مضارع دوشیدن ) دوش ها بدوش. دوشیدن از پس دوشیدن. دوشیدن پشت سرهم. لاینقطع دوشیدن. || در بیت زیر ازسوزنی ظاهراً معنی پیاپی و متصل می دهد:
تا سخن طفل بود شاعر دانا دایه
خاطرش پستان زو شیر خورد دوشادوش.سوزنی.
فرهنگ عمید
شانه به شانه.
فرهنگ فارسی
دوش هابدوش. دوشیدن از پس دوشیدن.
جمله سازی با دوشادوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش آن گل از خجالت میکشد خط بر زمین دود آه من که دوشادوش سنبل میپرد
💡 غیر زلف او که دوشادوش آن رو میرود سایه با خورشید کی پهلو به پهلو میرود!
💡 هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش خوش است خوردن می با نوای نوشانوش