«دشواریاب» یک واژه مرکب است که به معنای «دشوار یافت» یا «سخت به دست آمدن» است. این واژه به اشیاء یا مسائلی اطلاق میشود که به سختی قابل دستیابی یا دسترسی هستند. در واقع، «دشواریاب» به چیزهایی اشاره دارد که به دلیل ویژگیهای خاص یا شرایط خاص، به آسانی نمیتوان به آنها دسترسی پیدا کرد. در ادبیات فارسی، این واژه به عنوان صفتی برای توصیف اشیاء یا مفاهیم استفاده میشود که به سختی به دست میآیند. به عنوان مثال، در شعر مولوی آمده است: «خار در پا شد چنین دشواریاب»، که نشاندهنده این است که برخی از مشکلات و چالشها به سختی قابل تحمل و درک هستند. در فرهنگهای مختلف، معانی مشابهی برای «دشواریاب» وجود دارد، از جمله «صعب الحصول» و «صعب الوصول»، که به معنای دشواری در دستیابی به چیزی هستند. این واژه به نوعی به ارزش و اهمیت چیزهایی که به سختی به دست میآیند، اشاره دارد و نشاندهنده این است که ارزش واقعی گاهی در دشواریهای دستیابی به آنها نهفته است.
دشواریاب
لغت نامه دهخدا
دشواریاب. [ دُش ْ وارْ ] ( ن مف مرکب ) دشوار یافت. عزیز. دشواررس. دیریاب. صعب الوصول. || که بدشواری یافته شود. که بسختی در دسترس آید:
خار در پا شد چنین دشواریاب
خار در دل چون بودواده جواب.مولوی.
فرهنگ عمید
آنچه به سختی به دست آید، صعب الحصول، صعب الوصول، دشواررس.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دشوار رس دیر یاب صعب الوصول
جمله سازی با دشواریاب
💡 خار در پا شد چنین دشواریاب خار در دل چون بود؟ وادِه جواب