لغت نامه دهخدا
دربچه. [ دَ چ َ / دَ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر درب. دریچه. در کوچک. ( آنندراج ). در خرد. درچه:
روز و شب دربچه مشرق و مغرب باز است
ورنه از تنگی این خانه نفس می گیرد.ملاطغرا ( از آنندراج ).
دربچه. [ دَ چ َ / دَ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر درب. دریچه. در کوچک. ( آنندراج ). در خرد. درچه:
روز و شب دربچه مشرق و مغرب باز است
ورنه از تنگی این خانه نفس می گیرد.ملاطغرا ( از آنندراج ).
در کوچک دریچه.
( اسم ) در کوچک دریچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز و شب، دربچه مشرق و مغرب باز است ورنه از تنگی این خانه، نفس می گیرد
💡 کس نیست تا دریچة این قلعه وا کند بو زیندانین دربچه سین آچان یوْخ