لغت نامه دهخدا
دارویی. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، در 41هزارگزی جنوب سبزواران و چهار هزارگزی جنوب راه گلاشکرد به کهنوچ واقع و سکنه آن 48 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دارویی. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، در 41هزارگزی جنوب سبزواران و چهار هزارگزی جنوب راه گلاشکرد به کهنوچ واقع و سکنه آن 48 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیمار ماند جان من اندر لب و لبش جان دارویی ز بهر من ناتوان نساخت
💡 نه رامپور و نه احمد نگر نه تانیسر نه کانپور و نه ملتان نه دارویی نه فتن
💡 اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم مگر اعتقادی که دارد در حق من زیادت کند.
💡 نوع ایرانی آن اخیراً با نام تجاری استراموکس در بازار دارویی ایران یافت میشود.
💡 خدای پهلوی هر درد دارویی بنهاد چو درد عشق قدیمست ماند بی ز دوا
💡 بسیاری از ترکیبات دارای حلقه ایمیدازولی خواص دارویی دارند مانند داروهای ضد قارچ کلوتریمازول و کتوکنازول داروهای آرام بخش میدازولام.