داد بین

لغت نامه دهخدا

دادبین. ( اِخ )نام حکیمی بوده است پارسی پسر هورتاب حکیم که او نیز از حکمای عهد پادشاهان پیشدادی بوده و در معرفت و تحقیق نفس ناطقه و بقای آن دلایل خردپسند ایشان در کتاب موسوم به زنده رود مذکور است. ( انجمن آرای ناصری ) ( لغت و شرح آن از برساخته های فرقه آذرکیوان است ).

فرهنگ فارسی

نام حکیمی بوده است پارسی پسر هورتاب حکیم که او نیز از حکمای عهد پادشاهان پیشدادی بوده و در معرفت و تحقیق نفس ناطقه و بقای آن دلایل خرد پسند ایشان در کتاب موسوم به زنده رود مذکور است.

فرهنگ اسم ها

اسم: داد بین (پسر) (فارسی) (تلفظ: dād bin) (فارسی: دادبين) (انگلیسی: dad bin)
معنی: نگرنده از روی عدل و داد، ( در قدیم ) حق بین، ( اَعلام ) نام حکیمی پارسی در عهد پادشاهان پیشدادی

جمله سازی با داد بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی داد بین کزین شکرستان دلفریب طوطی رمید گرد شکر جز مگس نماند

💡 محمد دستور داد شراب آوردند، نوشیدم. سپس دستور داد بین ما و کنیزکانش پرده ای آویختند و ایشان را گفت بخوانند. یکی از ایشان چنین خواند:

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز