خانه گرفتن

لغت نامه دهخدا

خانه گرفتن. [ ن َ / ن ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) منزل کردن. در محلی اقامت کردن. در جایی سکنی گزیدن:
همواره پر از پیخ است آن چشم فژاگن
گویی که دو جغد آنجا بر خانه گرفته ست.
دنیا پلی است رهگذر دار آخرت
اهل تمیز خانه نگیرند بر پلی.سعدی ( طیبات ).|| دو کردن مهره را در خانه ای از خانه های نرد تا حریف نتواند آنرا زند. خانه بستن در نرد.

جمله سازی با خانه گرفتن

💡 در چمن خانه گرفتن گل فارغبالی است چار دیوار قفس باد به ما ارزانی

💡 نوروز کنجِ خانه گرفتن دریغِ می پهلوی خار حیفِ عظیم است جایِ گل