خاک بازی

لغت نامه دهخدا

خاکبازی. ( حامص مرکب ) عمل خاکباز و آن بازیی است که اطفال می کنند بر این نوع: توده خاکی را چند طفل گرد می کنند و در آن شیئی را مخفی می دارند سپس آن توده را بتعداد خود تقسیم کرده در حصه هر طفلی که آن شی یافت شد آن شی تعلق به او می یابد. ( از فرهنگ شعوری ورق 384 ). طفل غنچه تا به خاک بازی سربرآورده کجه اش بصد رنگ گل کرده. ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. بازی کردن با خاک.
۲. [قدیمی، مجاز] دل بستن به دنیا.

جمله سازی با خاک بازی

💡 صلا زن پاکبازی را رها کن خاک بازی را که یک جان دارم و خواهم که دربازم همین ساعت

💡 تیغ ْ شاهان گر همی از خاک بردارند زر تیغ او بر خاک بازی می فشاند زرّ ناب