لا و نعم

لغت نامه دهخدا

لا و نعم. [ وَ ن َ ع َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( از: لا به معنی نه + نعم به معنی آری ). از قبیل تقابل. از اتباع. و هر دو حرف ایجابند «لا» برای نفی وانکار به معنی نی و نیست و «نعم » برای اثبات و اقراربه معنی آری و بلی. ( غیاث ). بحث. جَدَل:
گشادند بر هم در فتنه باز
به لا و نعم کرده گردن دراز.سعدی.- بی لا و نعم؛ بی گفتگو.
- لا و نعم نگفتن؛ هیچ نگفتن.

فرهنگ عمید

۱. نه و آری.
۲. [مجاز] چون وچرا، گفت وگو.

فرهنگ فارسی

نه و آری: گشادند بر هم در فتنه باز بلا و نعم کرده گردن دراز. ( سعدی. کلیات )

جمله سازی با لا و نعم

💡 دی نیز ز رعبی که به دل داشت ز اردی دم هیچ نیاراست زدن لا و نعم را

💡 من بنده که از لا و نعم فرق نتانم شکر نعمت را چه توانم گفت آری

💡 عاقل کسی بود که به او هر چه می دهند لا و نعم نگوید و شکر نعم کند

💡 پیش اصحاب طریقت سخن از لا و نعم نزد سلطان حقیقت نه سؤال و نه جواب

💡 بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست ورنه سخن اهل کرم لا و نعم نیست

💡 چون سپردند بخردان را کار ترک لا و نعم بباید کرد