لغت نامه دهخدا
طاق پیروزه. [ ق ِ زَ / زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه است از آسمان:
از آنگه که بردم به اندیشه راه
در این طاق پیروزه کردم نگاه.نظامی.
طاق پیروزه. [ ق ِ زَ / زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه است از آسمان:
از آنگه که بردم به اندیشه راه
در این طاق پیروزه کردم نگاه.نظامی.
کنایه از آسمان
💡 ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال طاق پیروزه ی ابروی تو پیوسته هلال
💡 خداوندا ترا گفتم که این شش طاق پیروزه که خوانندش سپهر نیلی و گردون مینایی
💡 دگر روز کین طاق پیروزه رنگ برآورد یاقوت رخشان ز سنگ
💡 از آنگه که بردم به اندیشه راه در این طاق پیروزه کردم نگاه