ضج

لغت نامه دهخدا

ضج. [ ض َج ج ] ( ع مص ) بانگ و فریاد کردن. بانگ کردن. ( زوزنی ). آواز کردن و نالیدن و فریاد کردن ازبیم، یا عام است. ( آنندراج ). ضجیج. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بانگ و فریاد کردن ٠ آواز کردن ٠

جمله سازی با ضج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و هذا کتاب لا رسالة بعده لقد ضج من شرح المودة کاتبی

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز