لغت نامه دهخدا
( صبورة ) صبورة. [ ص َ رَ ] ( ع ص ) مرد بازداشته شده بر قتل. ( منتهی الارب ).
صبورة. [ ص َ رَ / رِ ] ( ص ) حیز و مخنث و پشت پای و پلید. ( برهان قاطع ) ( اوبهی ). مصحف صبوزه است رجوع به صبوزه شود. ( برهان قاطع چ معین ).
( صبورة ) صبورة. [ ص َ رَ ] ( ع ص ) مرد بازداشته شده بر قتل. ( منتهی الارب ).
صبورة. [ ص َ رَ / رِ ] ( ص ) حیز و مخنث و پشت پای و پلید. ( برهان قاطع ) ( اوبهی ). مصحف صبوزه است رجوع به صبوزه شود. ( برهان قاطع چ معین ).
۱. مصبور.
۲. مردی که به دلیل ارتکاب قتل، بازداشت شده.
فحنث پلید بود
اسم: صبوره (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: sabure) (فارسی: صبوره) (انگلیسی: sabure)
معنی: صبور و شکیبا، ( صبور، ه ( نسبت ) )، منسوب به صبور
صبورة ( به عربی: صبورة ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان سلمیه واقع شده است.
صبورة ۷٬۱۴۱ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الشهیب (به عربی: الشهیب) یک روستا در سوریه است که در ناحیه صبوره واقع شدهاست. الشهیب ۵۶۷ نفر جمعیت دارد.
💡 ابو خنادق (به عربی: أبو خنادق) یک روستا در سوریه است که در ناحیه صبوره واقع شدهاست. ابو خنادق ۵۰۷ نفر جمعیت دارد.