قبا بستن

لغت نامه دهخدا

قبا بستن. [ ب َت َ ] ( مص مرکب ) حاضر و آماده کار شدن:
به کردار کله داران چون نوش
قبا بستند بکران قصب پوش.نظامی.بستن قبا به خدمت سالار وشهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم.سعدی.

فرهنگ معین

( ~. بَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - قبا پوشیدن و بستن دگمه های آن. ۲ - آماده شدن، حاضر گشتن.

فرهنگ فارسی

۱ - قبا پوشیدن و بستن دگمه های آن ۲ - آماده شدن حاضر گشتن.

جمله سازی با قبا بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به راستی که قبا بستن و خرامیدن خوش آمده است ولیکن بلند بالا را

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران