غچک

لغت نامه دهخدا

غچک. [ غ ِ چ َ ] ( اِ ) سازی است معروف که نوازند و آن را در این زمان کمانچه میگویند. ( برهان ذیل غژک ). کمانچه. ( غیاث اللغات ).غژک. ( فرهنگ نظام ). غژه. ( انجمن آرا ). طنبور. ( برهان ذیل غژک ). غنجک. ( جهانگیری ). نام سازی که به هندی سارنگی گویند. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
مجلس دلکش گل تا نبود بی مطرب
شده بلبل غجکی شاخ گل و غنچه غچک.شاه طاهر دکنی ( از فرهنگ نظام ).دف و چنگ و رباب و زنبوره
غچک و نای و بربط و تنبور.نزاری ( از فرهنگ نظام ).گویا این لفظ از ترکی آمده که مجازاً در قسمی از ساز استعمال شده چه در ترکی به معنی آواز با گریه و فریاد گلوست. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ عمید

=غژک

جمله سازی با غچک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خون جگر به جای می مستی ما قدح نداشت ناله دل، نوای نی رامش ما غچک نخواست

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز