لغت نامه دهخدا
( عدیدة ) عدیدة. [ ع َدَ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث عدید. ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). || بهر. ( منتهی الارب ). حصه، یقال له منه عدیدة، أی حصة. ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). ایام عدیده، أی معدودة. ج، عداید. ( اقرب الموارد ).
( عدیدة ) عدیدة. [ ع َدَ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث عدید. ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). || بهر. ( منتهی الارب ). حصه، یقال له منه عدیدة، أی حصة. ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). ایام عدیده، أی معدودة. ج، عداید. ( اقرب الموارد ).
(عَ دِ ) [ ع. عدیدة ] (ص. ) ۱ - شمرده شده. ۲ - بسیار، فراوان.
دارای عدد بسیار، فراوان.
مونث عدید، حصه، بهره، معدود، شمرده شده
مونث عدید ۱ - شمرده شده. ۲ - بسیار کثیر: دفعات عدیده اشکالات عدیده.
عدیدة
شمرده شده.
بسیار، فراوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر و مادر اوباما در دانشگاه هاوایی در مانوا با یکدیگر آشنا شده بودند. آن دانهام، مادر اوباما با وجود مشکلات عدیده موفق شده بود در رشتهٔ مردمشناسی از همان دانشگاه مدرک دکترا دریافت کند.