لغت نامه دهخدا
عالی همت. [ هَِ م ْ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه همت عالی دارد. بلندهمت و شریف. بزرگوار. کریم و سخی. جوانمرد. ( ناظم الاطباء ):
گر از شمشیر برگردی نه عالی همتی سعدی
تو کز نیشی بیازردی نخواهی انگبین رفتن. سعدی.
عالی همت. [ هَِ م ْ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه همت عالی دارد. بلندهمت و شریف. بزرگوار. کریم و سخی. جوانمرد. ( ناظم الاطباء ):
گر از شمشیر برگردی نه عالی همتی سعدی
تو کز نیشی بیازردی نخواهی انگبین رفتن. سعدی.
کریم، بلندهمت، جوانمرد.
( صفت ) آن که همتی بلند دارد بلند همت بزرگوار شریف جوانمرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین ره هر که عالی همت آمد سزای قرب ووصل حضرت آمد
💡 چو عالی همت آمد مرد درویش کند ترک وجود و هستی خویش
💡 تاج شاهان ارسلان ارغو سر سلجوقیان شاه نیکو رسم عالی همت روشن ضمیر
💡 بود عالی همت و بس با حیا خوب روی و خوب خلق و باصفا
💡 اگر چه کار خلعت سخت نیکوست فزون از قدر عالی همت اوست