عاشق وش

مترادف‌ها

عاشق‌مانند، عاشق‌صفت، دلداده‌وار

متضادها

بی‌عشق، بی‌تفاوت

لغت نامه دهخدا

عاشق وش. [ ش ِ وَ ] ( ص مرکب ) بمانند عاشق. همانند عاشق:
در هر چمن عاشق وشان بر ساقی و می جانفشان
پیر خرد ز انصافشان با می مواسا داشتن.نظامی.

فرهنگ عمید

عاشق مانند، مانند عاشق، همانند عاشق.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مانند عاشق همچون عاشق.

جمله سازی با عاشق وش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از خیال دلبری جویا نیاساید دمی چشم او از فیض معشوقی است گر عاشق وش است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران