عائب
متضادها
مزیت، کمال، فضیلت
لغت نامه دهخدا
عائب. [ ءِ] ( ع ص ) عیب کننده. || شیر خفته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الخاثر من اللبن. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
عیب کننده.
جمله سازی با عائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حل الهوی ان حاک فیک ملامه و اعجز فدونک عائب الایام
💡 اتعیب ایاما وقتک مکارها لانال طولک عائب الایام