ظمان
لغت نامه دهخدا
( ظمآن ) ظمآن. [ ظَم ْ ] ( ع ص ) تشنه. ج، ظِماء، ظُماء نادراً. || وجه ظَمآن؛ روئی خشک و بی گوشت.
فرهنگ فارسی
تشه. جمع ظمائ و ظمائ نادرا. یا وجه ظمان روئی خشک و بی گوشت.
جمله سازی با ظمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هل یقنعن من الحبیب بنظرة ظمان لو شرب البحیرة ما اکتفی