طبیعت شناس

لغت نامه دهخدا

طبیعت شناس. [ طَ ع َ ش ِ ] ( نف مرکب ) کنایه از طبیب و معالج باشد. ( برهان ). طبیب حاذق:
امید عافیت آنگه بود موافق طبع
که نبض را به طبیعت شناس بنمائی.سعدی ( از آنندراج ).طبیعت شناسان هر کشوری
سخن گفت با هر یک از هر دری.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

۱. آن که طبیعت را بشناسد.
۲. [قدیمی] طبیب، پزشک: امید عافیت آنگه بُوَد موافق عقل / که نبض را به طبیعت شناس بنمایی (سعدی: ۱۸۵ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آن که طبیعت را شناسد. ۲ - طبیب حاذق.

جمله سازی با طبیعت شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امید عافیت آن گه بود موافق عقل که نبض را به طبیعت شناس بنمایی

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز