راووق
مترادفها
راهرو، رواق
لغت نامه دهخدا
راووق. ( ع اِ ) راوق. پالونه. ( از شرفنامه منیری ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). منیری در شرفنامه ذیل «راوق » گوید: «این کلمه عربیست و تلفظ آن راووق است و بمعنی صافی است یعنی آنچه بوسیله آن مایعات را تمیز و صاف کنند». مِصفات. ( یادداشت مؤلف ). || شراب صافی:
جرعه ای بر روی خوبان لطاف
تا چگونه باشد آن راووق صاف.مولوی.و رجوع به راوق شود.
فرهنگ عمید
= راوق
جمله سازی با راووق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماننده راووق شو از روی قیاس صد خار درون دل و پوشیده پلاس