خانه سوز

لغت نامه دهخدا

خانه سوز. [ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که سبب رسوایی خانواده گردد. ( ناظم الاطباء ). چیزی که موجب آتش زدن و بر باد دادن خانواده شود. سوزنده خانه و خانمان:
در خرمن نشاطم افتاد آتش غم
تا عشق خانه سوزم در سینه کرد منزل.سنائی ( از آنندراج ).بشب سنگ بالایی ای خانه سوز
چرا سنگ زیرین نباشی بروز؟سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

= خانمان سوز

فرهنگ فارسی

کسی که سبب رسوایی خانواده گردد

جمله سازی با خانه سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این حسن دلفروز فروغی زبزم تو وین عشق خانه سوز شرابی زجام تست

💡 تا که مراست خرمنی آتش خانه سوز من بهر خدا تو نگذری هیچ بکشت دیگران

💡 فرخنده ساز یکرهم ای بخت خانه سوز عمری ز ناکسی تو بودم زبون بسست

💡 آبی بزن بر آتشم ای عشق خانه سوز کز سوز عقل و نفس عیان شد شرارتی

💡 زین سان که لاابالی و رندم، ز اشتیاق آن خانه سوز پرده نشین می کشد مرا

💡 ای عشق خانه سوز من ای مظهر علی من کافرم اگر بپرستم ورای تو