حجال

لغت نامه دهخدا

حجال. [ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ حَجَلَه و ج ِ حِجل ( منتهی الارب ) ( دهار ).
حجال. [ ح َج ْ جا ] ( ع اِ ) بریق. درخشندگی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= حجله

فرهنگ فارسی

بریق درخشندگی

جمله سازی با حجال

💡 نخوانندتان در عروسی و سور و یا در حجال نشاط و سرور

💡 بانگشان درمی‌رسد زان خوش حجال کای ز ما غافل هلا زوتر تعال

💡 صحرا بهتر شد از جمال عوانی بستان خوشتر شد از حجال عرائس