لغت نامه دهخدا
جبین مالیدن. [ ج َ دَ ] ( مص مرکب )روی بر خاک نهادن. فروتنی و کرنش کردن:
خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
گهی خاک درش بوسم گهی رو بر زمین مالم.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
جبین مالیدن. [ ج َ دَ ] ( مص مرکب )روی بر خاک نهادن. فروتنی و کرنش کردن:
خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
گهی خاک درش بوسم گهی رو بر زمین مالم.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
روی بر خاک نهادن فروتنی و کرنش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این داروها ممکن است به صورت خوراکی (قرص و شربت)، مالیدنی (پماد و قطره)، استنشاقی (از راه تنفس)، شیاف مقعدی یا واژینال یا تزریقی (آمپول) عضلانی یا وریدی تهیه شده باشند.
💡 ژل آلوئه ورا این گیاه معجزه خلقت است و با خواص ضد التهابی -ترمیمی و… میتواند به صورت خوراکی یا مالیدنی علایم بیماری پسوریازیس را کاهش دهد. مصرف ژل آلوورا را جدی بگیرید.
💡 نباید گوش مالیدن مرا در عشق و نالیدن اگر گل زین صفت باشد غرامت نیست بلبل را
💡 فوت شد گر از تو دنیا، دشمنی در خاک رفت دست بر دست از سرِ افسوس مالیدن چرا
💡 چه می پرسی ز من کیفیت حسن بهاران را؟ که چون نرگس سر آمد، عمر من در چشم مالیدن