اباه
متضادها
پذیرا شدن، تمایل نشان دادن
لغت نامه دهخدا
( اباة ) اباة. [ اُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ آبی.
ابأه. [ اِءَ ] ( ع مص ) قصاص کردن. || با مأوی بردن. || بازگردانیدن. || گریختن. || پوست را دباغت کردن. پیراستن پوست را.
ابأه. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) سر باززدن اندر کاری. فروگذاشتن طاعت.
ابأه. [ اَ ] ( ع اِ ) یک نی.
فرهنگ فارسی
جمع آبی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَبَاهُ: پدرش
ریشه کلمه:
ابو (۱۱۷ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جمله سازی با اباه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و عن عمر بن الخطاب قال: قال رسول اللَّه (ص): «انّ الیتیم» اذا بکی اهتزّ لبکائه عرش الرّحمن فیقول اللَّه عزّ و جلّ لملائکته: «یا ملائکتی من ابکی هذا «الیتیم» الّذی غیّبت اباه فی التّراب»؟ فیقول الملائکة ربّنا انت اعلم. فیقول اللَّه یا ملائکتی انّی اشهدکم ان من اسکته و ارضاه ان ارضیه یوم القیامة».
💡 فقلت: والله ما هما الا شمس الضحی و بدر الظلم و من اشبه اباه فما ظلم بعد از آن بر اثر اقدام ایشان بسیار بشتافتم جز گردی نیافتم.
💡 و عن ابن مسعود فی قوله: وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ یعنی: ابا عبیدة بن الجرّاح قتل اباه یوم احد أَوْ أَبْناءَهُمْ یعنی: ابا بکر دعا ابنه یوم بدر الی البراز فقال. یا رسول اللَّه (ص) دعنی اکن فی الرّعلة الاولی، و هی القطعة من الفرسان. فقال له رسول اللَّه (ص): متّعنا بنفسک یا ابا بکر اما تعلم انّک عندی بمنزلة سمعی و بصری؟