کلمهی «مرء» یک واژه با ریشهی عربی است که به معنای انسان، آدم یا فرد بهکار میرود. این واژه بیشتر در متون ادبی، عرفانی و فلسفی دیده میشود و اشاره به هر شخص انسانی دارد. ریشهی این کلمه در زبان عربی است و مفهوم آدم بودن و انسانیت را در خود دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی، این کلمه معمولاً در ترکیبهایی مانند «مرء کامل» یا «مرء فاضل» به کار رفته است و بر صفات اخلاقی و انسانی فرد تأکید میکند. این کلمه برخلاف واژههای روزمرهی مثل «آدم» یا «فرد»، بار معنایی ادبی و فلسفی دارد و بیشتر برای نشان دادن اصالت، کرامت یا شرافت انسانی استفاده میشود. در متون عرفانی و اخلاقی، گاهی «مرء» به کسی گفته میشود که رفتار و کردار او مطابق ارزشهای انسانی و اخلاقی است. به همین دلیل، استفاده از این واژه نشاندهندهی احترام و اهمیت دادن به شخصیت فرد است.
مرء
لغت نامه دهخدا
مرء. [ م َ رَءْ ] ( ع مص ) با زن مانستن در هیأت یا کلام. ( منتهی الارب ). به زنان شبیه گشتن در شکل و هیأت یا طرز سخن گفتن و کلام. ( از اقرب الموارد ). || خوشگوار یافتن طعام را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). مرائة. رجوع به مرائة شود.
مرء. [ م َرء ] ( ع اِ ) مرد. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( منتهی الارب ). مرد. مقابل زن. || انسان. ( اقرب الموارد ). نوع انسانی. ( ناظم الاطباء ). بر انسان اعم از مرد یا زن نیز اطلاق شود. ( از متن اللغة ):
گفت پیغمبر به تمییز کسان
مرء مخفی لدی طی اللسان.مولوی.|| گرگ. ( منتهی الارب ). ذئب. ( اقرب الموارد ). || اطعام و ولیمه به مناسبت اتمام ساختمانی یا ازدواجی. ( از متن اللغة ). || ( مص ) خوردن. ( از منتهی الارب ). طعام خوردن. ( از اقرب الموارد ). مرائة. چشیدن و خوردن طعام را. || در شکل و در طرز سخن گفتن شبیه زن شدن. ( از متن اللغة ). رجوع به مَرَءْ شود. || گاییدن. ( منتهی الارب ): مراء؛ تغشی امرأته. ( متن اللغة ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) مرد، رجل.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَرْءُ: شخص
تکرار در قرآن: ۳۸(بار)
. آیه در بیان بذل زن است قسمتی از مهریّه خویش را به مرد. طبرسی در متن آیه فرموده: هنیء گوارا و دلچسبی است که نقصانی ندارد و مریء آنست که خوش عاقبت، تامّ الهضم و بیضرر باشد در اقرب الموارد گوید: به قولی هنیء لذیذ و مریء خوش عاقبت است. راغب گوید: مَرِیء رأس لوله معده چسبیده به حلق است «مَرُؤُ الطَّعامُ» برای آن گویند که موافق طبع است. بنابراین میشود گفت هَنیء در آیه به معنی بلا مشقت و مَریء به معنی گوارا است یعنی اگر زنان به طیب نفس چیزی از مهریّه خویش را به شما بذل کردند راحت و گوارا بخورید هنیء و مریء هر دو حالاند از مبذول. مَرْء وِامْرَءٌ: به معنی انسان و مرد آید. به قرینه «صاحِبَتِهِ» مراد از مرء در آیه مرد است ایضاً ظاهراً در آیه. ولی در آیات.. مراد مطلق انسان است. ایضاً کلمه امرأ در آیه. مراد از آن، مرد است و در آیه. مراد مطلق انسان میباشد. امرأة و مرأة به معنی زن است. ولی «مرأة» در کلام الله نیامده است.
ویکی واژه
مرد، رجل.
جمله سازی با مرء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فقدت زمان الوصل والمرء جاهل بقدر لذیذ العیش قبل المصائب
💡 ره یزدان سپارم ز آنکه دانم و راء الله ما للمرء مذهب
💡 یعیش المرء ما استحیا بخیر و یبقی العود ما بقی اللحاء.