لغت نامه دهخدا
تأویلات. [ ت َءْ ]( ع اِ ) ج ِ تأویل. تأویل ها. رجوع به تأویل شود.
تأویلات. [ ت َءْ ]( ع اِ ) ج ِ تأویل. تأویل ها. رجوع به تأویل شود.
( مصدر اسم ) جمع تاویل
تأویلات
جمعِ تأویل. تفسیرها، توجیهها.
💡 و گفت: اگر عالمی را بینی که به رخص و تاویلات مشغول گردد بدانکه از او هیچ نباید.
💡 تو به تاویلات میگشتی از آن کور و گر کین هست از خواب گران
💡 عارف ربانی مولانا عبدالرزاق کاشانی در تاویلات خویش از امام صادق جعفر بن محمد(ع) نقل کرده است که فرمود: خداوند تعالی در سخنان خویش بر بندگان تجلی کرده است «ولکن لایبصرون ».