تمایل. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص )پیچ پیچان رفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). میل و کجی و کج شدگی در رفتار. ( ناظم الاطباء ). تبختر در راه رفتن. ( از اقرب الموارد ). || چسبیدن. ( زوزنی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || تفاتن و تحارب میان قوم. ( از اقرب الموارد ). || میل کردن. ( آنندراج ). رجوع به میل شود.
(تَ یُ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - اظهار میل و رغبت کردن. ۲ - به سوی چیزی کج شدن. ۳ - (اِمص. ) گرایش، میل. ۴ - عاطفه، احساس.
۱. اظهار میل ورغبت کردن.
۲. به طرفی یا به چیزی مایل شدن، به یک سو کج شدن.
اظهارمیل ورغبت کردن، بیکسوکج کردن
۱-( مصدر ) گراییدنمیل کردن.۲ -اظهار میل و رغبت کردن. ۳ - بیکسوی کج شدن. ۴ - ( اسم ) گرایش میل. ۵ - عاطفه احساس. جمع: تمایلات.
اظهار میل و رغبت کردن.
به سوی چیزی کج شدن.
گرایش، میل.
عاطفه، احساس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گفت و اسب راند و من از وجد این خبر گاه از یسار او متمایل گه از یمین
💡 نه ماه راست چوسروت چمان قدی متمایل زسرو کی بدمد گل بدین صفت متواتر
💡 تنگست فراخای جهان بر تو بهحدی کت نیست تمایل به چپ و راست میسر
💡 آباسیها به عنوان عامل آشکارسازی تمایلات جنسی و جنون معرفی شدهاند.
💡 شعرم چو شنیدی متمایل شدی از ذوق کاین شعر نه شعرست که قندی است مکرر