جاحد

لغت نامه دهخدا

جاحد. [ ح ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جحدو جحود. منکر. انکارکننده با وجود دانستن. انکارکننده حق کسی با علم به آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(حِ ) [ ع. ] (اِفا. ) انکار کننده حق کسی با وجود دانستن آن.

فرهنگ عمید

۱. انکارکننده.
۲. کسی که با علم، حق کسی را انکار می کند.

فرهنگ فارسی

انکارکننده، انکارکننده حق کسی باعلم به آن
( اسم ) انکار کننده با وجود دانستنمنکر. جمع جاحدین.

جمله سازی با جاحد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرسیدند از حسد، گفت: من درین مقام نبوده‌ام، جواب نتوانم داد و اما گفته‌اند: الحاسدُ جاحدٌ لأنّه لایرضی بقضاء الواحد.

💡 ذات تو به ذات بوده واحد وانگه غنی از مقر و جاحد

💡 ایمان و زاهدی را بر هم شکست باید زنار جاحدی را از جان خرید باید

💡 نور احمد باعلی واحد بود غیر نابینا مگر جاحد بود

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز