جنایت به معنی ارتکاب یک عمل خلاف قانون و بهویژه اعمالی است که موجب آسیب به جان یا مال دیگران میشود. در قوانین جزایی، جنایت به معنای اعمالی است که مجازاتهای سنگینی دارند و شامل قتل، ضرب و جرح شدید، تجاوز، و سایر جرائم مهم میشوند.
در برخی از نظامهای حقوقی، جنایت به دو دسته تقسیم میشود:
جنایات علیه اشخاص: مانند قتل، ضرب و جرح، و تجاوز.
جنایات علیه اموال: مانند سرقت و تخریب.
جنایتها به دلیل شدت و عواقب آنها، تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند و مجازاتهای سنگینی مانند حبس، جریمههای نقدی یا حتی مجازاتهای شدیدتری مانند اعدام (در برخی کشورها) برای آنها در نظر گرفته میشود.
جنایت. [ ج ِ ی َ ] ( از ع، اِ ) گناه. || ( مص ) گناه کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || چیدن میوه از درخت. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( ربنجنی ). بکسر جیم و تخفیف نون، در اصل چیدن میوه از درخت باشد ونقل به ایجاد و احداث شر و سپس بخود شر وز آن پس بفعل حرام شده است چنانچه در کتاب المغرب اشاره بدین معنی نموده است. و در خزانه گفته که جنایت هر فعلی باشد که آنرا منع کرده باشند و متضمن زیانی نیز باشد و جنایت یا نسبت به عِرْض و ناموس است و آن عبارتست ازقذف یا ناسزا گفتن و یا غیبت کردن و یا جنایت نسبت بمال است و آن عبارتست از غصب یا دزدی یا خیانت و یاجنایت نسبت بنفس است و آن عبارتست از کشتن و دار آویختن و خبه کردن و به آتش سوزاندن و یا جنایت نسبت به اطراف بدن باشد و آن عبارتست از بریدن و شکستن و شکافتن سر و بیرون آوردن چشم. و برخی دیگر گفته اند جنایت اسم است هر فعل حرام را شرعاً ولی در عرف فقهاء جنایت را اختصاص داده اند به آنچه نسبت به اطراف و اعضاء بدن یا نسبت بنفس باشد. این بود خلاصه آنچه در جامعالرموز و بیرجندی راجع بجنایت نوشته است. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( تعریفات ). || ( اصطلاح حقوق جزا ) یکی از اقسام چهارگانه جرم است و مجازات آن اعدام یا حبس مؤبد یا حبس موقت با اعمال شاقه یا حبس مجرد یا تبعید یا محرومیت از حقوق اجتماعی است. رجوع به مجموعه قانون اساسی ص 115 و رجوع به جنحه شود.
- جنایت پیشگی؛ عمل جنایت پیشه.
- جنایت پیشه؛ جنایتکار.
- جنایت ستان؛ گیرنده جنایت:
تربتش از دیده جنایت ستان
غربتش از مکه جبایت ستان.نظامی.- جنایت شعار؛ جنایت پیشه.
- جنایت کار؛ جانی. گناهکار.
- جنایت کاری؛ گناهکاری.
- جنایت کردن؛ گناه کردن.
و رجوع به جنایة شود.
جنایة. [ ج ِ ی َ ] ( ع مص )گناه کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).گناه کردن و شور انگیختن. ( تاج المصادر ). || گناه جستن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به جنایت شود. || چیدن میوه را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). بار از درخت باز کردن. ( تاج المصادر ). || میوه چیدن فرمودن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به جنایت شود.
(جِ یَ ) [ ع. ] (مص ل. ) گناه کردن. ج. جنایات.
۱. (حقوق ) جرم و گناه بزرگ، مانند جرح و قتل.
۲. گناه، جرم.
گناه کردن، مرتکب گناه شدن، تبهکاری، جرم وگناه
۱-( مصدر ) گناه کردن بزه کردن. ۲- ( اسم ) تباه کاری بزه کاری. ۳- ( اسم ) گناه بزرگ. جمع: جنایات.
[ویکی فقه] جِنایت، اصطلاحی در فقه و حقوق، به معنای وارد کردن هرگونه صدمه به تمامیت جسمانی افراد، که کیفری شرعی، مانند قصاص یا دیه، دارد.
واژه عربی جنایت در لغت به معنای چیدن میوه از درخت و نیز گناه و جرم ی است که ارتکاب آن موجب کیفر در دنیا و آخرت می شود. برخی از واژه شناسان معنای اول را معنای حقیقی آن و کاربرد آن را در معنای دوم، مجازی دانسته اند.معنای عامِ واژه جنایت در متون دینی، معادل واژه ذنب یا معصیت است، یعنی ارتکاب گناه و انجام دادن هر کار حرام یا تعدی به مال یا جان افراد یا چیز دیگر، از جمله در برخی احادیث می باشد.
در منابع فقهی
و به تبع آن در منابع فقهی به ویژه در فقه حنفی، جنایت به معنای ارتکاب کارهای حرام به هنگام احرام حج یا کارهای ممنوع در محدوده حرم به کار رفته، ولی مفهوم اصلی واژه جنایت در متون فقهی ــ که در واقع، اصطلاح خاص فقهی شده وارد آوردن صدمه بدنی به دیگری است؛ یعنی، کشتن دیگری یا ایجاد جراحت، شکستگی و مانند این ها در بدن او. در احادیث نیز واژه جنایت به این مفهوم به کار رفته است. بر این اساس، معنای مشهور جنایت در منابع فقهی هرگونه فعل یا ترک فعل یا تسبیب است که موجب وارد آمدن خسارت جانی و بدنی بر دیگری شود و عقوبتی برای آن مقرر شده باشد. فقها گستره اصطلاح جنایت را به انسان اختصاص نداده و آن را شامل وارد کردن آسیب بدنی در حیوانات یا اتلاف (نابود کردن ) حیوان و نیز وارد شدن خسارت به توسط حیوانات دانسته اند. با این همه، در پاره ای منابع فقهی جنایت در مفهومی وسیع تر و فراتر از صدمه زدن به تمامیت جسمانی انسان و حیوان به کار رفته است.مثلاً، در برخی منابع، خساراتی که حیوانات به اموال دیگران می زنند نیز جنایت خوانده شده است. بر این اساس، برخی مؤلفان با توجه به استناد جنایت به حیوان در این منابع، جنایت را نه از مقوله جرم بلکه نوعی اتلاف دانسته اند، ولی فقها در مورد ایجاد زیان های مالی، به جای واژه جنایت، بیشتر از واژگانی چون غصب، نَهْب، سرقت و اتلاف استفاده کرده اند.
اقسام
جنایت به لحاظ ماهیّت به قتل و ضرب و جرح؛ به لحاظ متعلق به جنایت بر انسان و حیوان و به لحاظ داشتن و نداشتن قصد آسیب رسانی به عمد، شبه عمد و خطایی تقسیم می گردد.ابن حمزۀ طوسی، فقیه امامی قرن ششم، جنایات را به جنایت در حق خود و جنایت در حق دیگری تقسیم کرده است. مراد او از جنایت به خود، مصرف نوشیدنی های ممنوع و انجام دادن کارهای خلاف عفت است.ارتکاب جنایت در حق دیگران نیز بر چند گونه است: جنایت بر بدن انسان یا حیوان با کشتن یا زخمی کردن؛ جنایت مالی، مانند سرقت، نبش قبر و برداشتن کفن؛ و جنایت بر آبرو، مانند قَذْف (متهم ساختن به فحشا ) و دشنام دادن.با وجود این، وی در مبحث «جنایات »، در کتاب خود، عمدتاً به موضوع حدود پرداخته و در باره برخی خسارت های مالی و جنایت بر حیوان نیز بحث کرده است برخی منابع، جنایت را ــ با منظور کردن مفهومی وسیع برای آن، به گونه ای که شامل خسارات مادّی هم بشود بر دو نوع دانسته اند: جنایت بر بهایم و جمادات، که در باب غصب و اتلاف مطرح می شود؛ و جنایت بر آدمی، که در فقه جزایی در باره آن بحث می گردد.