تصادفی

لغت نامه دهخدا

تصادفی. [ ت َ دُ ] ( ص نسبی، ق ) ناگهانی. اتفاقی.

فرهنگ فارسی

ناگهانی اتفاقی

جمله سازی با تصادفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیاده‌سازی آن برای لیست پیوندی معمولاً کارا نیست زیرا به دلیل نبود دسترسی تصادفی، محور خوبی نمی‌توان انتخاب کرد.

💡 همبستگی تصادفی، بر خلاف همبستگی‌ای که علیت واقعی را نمایش می‌دهد، می‌تواند با استفاده از تعداد بسیار زیاد نمونه‌ها و با انجام اعتبارسنجی متقابل رد شود تا مشخص شود که همبستگی بر روی داده‌هایی که در رگرسیون استفاده نشده‌اند، حفظ شده‌است یا خیر. [نیازمند منبع]

💡 فقدان استراتژی: به سرمایه گذارانی که هیچ استراتژی ندارند، گوسفند گفته می‌شود. به افرادی با انتخاب‌های تصادفی مانند پرتاب دارت (که به زمانی بازمی‌گردد که قیمت سهام در روزنامه‌ها نوشته می‌شد)، میمون‌های چشم بسته می‌گویند [بدون منبع]. این آزمون مشهور، نتایج بحث‌برانگیزی داشت.

💡 حرکت قطارها بین کی‌یف و لویو، به‌طور موقت متوقف شد. لویو یکی از مقرهای معترضان یورومیدان بود. یک سخنگوی راه‌آهن گفت که این توقف به دلیل آسیب به خطوط بوده‌است. به‌طور تصادفی، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه معترضان در لویو اقدام به ضبط اسلحه از یک زرادخانه متعلق به وزارت کشور و انتقال آن به حومه کی‌یف کرده‌اند.

💡 این خطا به‌ویژه در میان علاقه‌مندان به تئوری توطئه رایج است؛ جایی که افراد بین پدیده‌های تصادفی یا بی‌‎ربط به هم ارتباط برقرار کرده و از درون آن طرح و نقشه خارج می‌کنند.

💡 اعداد اول ساخته شده می‌تواند حملهٔ جدول رنگین کمانی ایجاد کند به این خاطر که اعداد تصادفی ساخته شده ثابت اند.

جستوجو یعنی چه؟
جستوجو یعنی چه؟
گدازه یعنی چه؟
گدازه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز