بهرک

لغت نامه دهخدا

بهرک. [ ب َ رَ ] ( اِ ) پوست دست و پا و اعضا که بسبب کار کردن سخت شده و پینه بسته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). پوست اعضا که بسبب کثرت کار سخت شده باشد و پینه نیز گویند. ( رشیدی ). پوست دست و پا و دیگر اعضابود که بسبب کثرت کار سخت شده باشد و آنرا پینه نیزخوانند. ( جهانگیری ). پوست دست و پا و سایر اعضاء که بواسطه کار کردن سخت شده و پینه بسته باشد. ( ناظم الاطباء ). || چرک و ریم. ( برهان ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). چرک. ( جهانگیری ). ریم. ( شرفنامه ).

فرهنگ معین

(بَ رَ ) ( اِ. ) پینة دست یا پا.

فرهنگ عمید

۱. پوست کف دست یا پا که از بسیاریِ کار کردن سفت و سخت شده باشد، پینه.
۲. چرک، ریم.

ویکی واژه

پینة دست یا پا.

جمله سازی با بهرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمن فارغ مشو یک لحظه ای پیر بهرکاری مرا میبین بتدبیر

💡 در علم بهر دور توئی بر همه اعلم وز حسن بهرکوی توئی از همه ممتاز

💡 بهرکس تاخورند اینجا از آن بار که این شیوه به آید اندر اسرار

💡 درد تو بهرکس نرسیدست ولیکن المنة لله که مرا بیش رسیدست

💡 بنشست و داد و خوردم و بهرکنار و بوس با آن صنم فتادم درکشتی و نبرد

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز