لغت نامه دهخدا
بلژیکی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بلژیک. از بلژیک. و رجوع به بلژیک شود.
بلژیکی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بلژیک. از بلژیک. و رجوع به بلژیک شود.
منسوب به بلژیک ٠ از بلژیک ٠
💡 آلنده در ۲۶ ژوئنِ ۱۹۰۸ در سانتیاگو متولد شد. وی فرزند سالوادور آلنده کاسترو و لورا گوسنس اوریبه بود. خانواده آلنده به طبقه متوسط بالاتر شیلی تعلق داشتند و دارای یک سنت طولانی درگیری سیاسی در اهداف مترقی و لیبرال بود. پدر بزرگ وی یک پزشک برجسته و طرفدار جنبش اصلاحگرا بود که یکی از اولین مدارس سکولار را در شیلی تأسیس کرد. سالوادور آلنده در اصل از باسک و از نژاد بلژیکی (والونی) بود.
💡 شروین وایت گزارش میدهد که بحث جدی در مورد دلایل آزار و شکنجه مسیحیان توسط رومیان در سال ۱۸۹۰ آغاز شد، ۲۰ سال مناقشه ادامه داشت و سه نظر اصلی به وجود آمد: اول، این نظریه توسط اکثر محققان فرانسوی و بلژیکی ارائه شد که در روم یک قانون کلی وجود داشت که دقیقاً تنظیم شده بود و برای تمامی امپراتوری معتبر بود، که اجرای دین مسیحی را ممنوع میکرد. منشأ آن بیشتر به نرون نسبت داده میشود، اما گاهی به
💡 به دنبال تصویب فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹ توسط دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، اعتراض دانشجویان در بروکسل در بورس اوراق بهادار بروکسل در همبستگی با پناهندگان مسلمان و بلژیکیهای مسلمان برگزار شد.
💡 این مجموعه تلویزیونی، دنبالهٔ سریال اختاپوس است. اعضای انجمن منحل شدهٔ «اختاپوس» بار دیگر گرد هم میآیند و انجمنی تشکیل میدهند تا یک شوی تلویزیونی تهیه کنند. «حسن بلژیکی» با گشایش دفتر یک کارآگاه خصوصی در ایران، طرحی نو ارائه میدهد و …
💡 کونتادور سومین دوچرخهسواری بود که توانست مسابقات دوگانه «جیرو ـ وولتا» را در یک فصل فتح کند. او با این پیروزی به جمع ادی مرکس بلژیکی (۱۹۷۳) و جووانی باتاگلین ایتالیایی (۱۹۸۱) پیوست.