خانه خراب

مترادف‌ها

ویرانه، خرابه

متضادها

خانه آباد

لغت نامه دهخدا

خانه خراب. [ ن َ / ن ِ خ َ ] ( ص مرکب ) تهی دست. ( ناظم الاطباء ). بدبخت. مظلوم. ستمدیده.
- امثال:
ظالم همیشه خانه خراب است.
|| دشنام گونه ای است که گاه از روی شفقت و رقت و گاه از راه اعجاب و استحسان و گاه از راه غضب و خشم گویند. || سبکبار. ( ناظم الاطباء ). || دروغگو. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. خَ ) (ص مر. ) ۱ - تهیدست، بدبخت. ۲ - نوعی نفرین دال بر آرزوی بدبختی کسی. مق. خانه آبادان.

فرهنگ فارسی

تهی دست بدبخت

دانشنامه عمومی

خانه خراب (فیلم ۲۰۰۹). خانه خراب ( به انگلیسی: House Broken ) فیلمی محصول سال ۲۰۰۹ و به کارگردانی سم هارپر است. در این فیلم بازیگرانی همچون دنی دویتو، کیتی سیگال، رایان هانسن، اسکایلر استون، کیتلین کروسبی، توماس ویلسون، بری لارسون، کرنان شیپکا، آدام هرشمن، متیو گلاو و سلنا گومز ایفای نقش کرده اند.

جمله سازی با خانه خراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به خانه سایه همی گیردم ز فکرت زلفت که آفتاب در این خانه خراب نبینم

💡 هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم هوای وادی مجنون به دل گره دارم

💡 چرا ز غیر شکایت کنم، که همچو حباب همیشه خانه خراب هوای خویشتنم

💡 ترسم که چو خواجه سر برآرد از خواب عمری یابد گذشته و خانه خراب

💡 از عشق تو در کشور ما خانه خرابان چون وادی محشر نتوان یافت پناهی

💡 صد گنج فزون بود مرا در دل و یاران نادیده گذشتند که این خانه خرابست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران