خنککن
مترادفها
سردکننده
متضادها
گرمکن
لغت نامه دهخدا
خنک کن. [ خ ُ ن ُ ک ُ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) دستگاهی که در ماشین های حرارتی قرار می گیرد تا بر اثر آن ماشین زیاد گرم نشود.
فرهنگ فارسی
دستگاهی که در ماشین های حرارتی قرار می گیرد تا بر اثر آن ماشین زیاد گرم نشود.
فرهنگستان زبان و ادب
{cooler} [مهندسی بسپار، مهندسى شیمى] دستگاهی برای خنک کردن یک مایع یا جامد
ویکی واژه
دستگاهی برای خنک کردن یک مایع یا جامد.
جمله سازی با خنککن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پذیرش فناوریهای خنککننده مایع امکان طراحی بسیار کارآمد اتاق سرور را فراهم کردهاست. با استفاده از فناوریهای خنککننده مایع، اتاقهای سرور دیگر به سیستمهای تهویه مطبوع مصرفکننده انرژی اعتماد نمیکنند. در عوض، تمام گرما در مایع گرفته میشود، که میتوان آن را با یک کولر خشک ساده و کارآمد رد کرد.
💡 این ورزشگاه یکی از مدرنترین ورزشگاههای خاورمیانه است که بیشتر شهرت آن به خاطر سیستم تهویه و خنککننده ی مدرن آن است که باعث میشود تماشاگران و بازیکنان گرمای طاقتفرسای دوحه را زیاد احساس نکنند.
💡 این نشان دهندهٔ اهمیت گشتاور مغناطیسی میباشد که در این مواد بسیار ضعیف است. همچنین بیان میدارد که آنها شبیه ابر رساناها هستند که برای استفاده نیاز به خنککننده دارند.
💡 از هیدروژن در نیروگاههای برق به عنوان خنککنندهٔ ژنراتورها بهره برده میشود. این به دلیل ظرفیت گرمایی بسیار بالای این گاز است که از همهٔ گازها بالاتر است.