لغت نامه دهخدا
جوزغند. [ ج َ / جُو غ َ ] ( اِ مرکب ) جوزاغند. گوزآگند. هلو یا شفتالوی خشک کرده که مغز گردو در میان آن آکنده باشند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوزاغند و جوزاکند شود.
جوزغند. [ ج َ / جُو غ َ ] ( اِ مرکب ) جوزاغند. گوزآگند. هلو یا شفتالوی خشک کرده که مغز گردو در میان آن آکنده باشند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوزاغند و جوزاکند شود.
(غَ ) (اِمر. ) جوزاغند.
هلو یا شفتالوی خشک کرده که درون آن را با مغز جوز پر کرده باشند.
( اسم ) هلو یا شفتالوی خشک کرده که مغز گردو در میان آن آکنده باشند جوز آگند جوزغند.
جوزاغند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتیر، شیرمال، کسمه، کماج، جوزغند نراق، کشمش، شیره انگور، گوشفیل، کفلمه، رب انار ساوه، حلوا ارده محلات و عسل خمین نیز از سوغات این استان به حساب میآیند.