لغت نامه دهخدا
جوابی. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جابیة. ( دهار ). حوضهای بزرگ. رجوع به جَواب و جابیه شود.
جوابی. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جابیة. ( دهار ). حوضهای بزرگ. رجوع به جَواب و جابیه شود.
جمع جابیه حوضهای بزرگ
💡 صد نامه، گرفتم که نیرزد به جوابی کم زانکه شوی رنجه به یک عذر زبانی؟
💡 مسئول وقت این صندوق با ارسال جوابیهای به روزنامه شرق موضوعات مطرحشده در گزارش را تکذیب کرد.
💡 بس که بر دلها سؤال من گرانی می کند کوه با حاضر جوابی انتظارم می دهد
💡 ملامت نیست گر گویم مرا با دوست می باید مگر قاضی بدین فتوا جوابی باز فرماید
💡 علی قاسمی، عضو شورای شهر کوشکنار جوابیهای برای جعفر قادری نوشتهاست و به دلایل وی پاسخ دادهاست.
💡 هم بزیر لب به دشنامی جوابی میفرست عاشقانی را که زیر لب سلامت میکنند