جعفری منبعی عالی از ویتامینهای A، C و K به شمار میآید. همچنین، این سبزی دارای مقادیر مناسبی از آهن و اسیدفولیک است. جعفری شامل دو عنصر کلیدی است که نقش مهمی در سلامت انسان ایفا میکنند: روغنهای فرار و فلاوونوئیدها. یکی از اجزای اصلی جعفری، روغنهای فرار هستند که به آنها روغنهای ضروری یا اسانسهای گیاهی نیز گفته میشود. از ترکیبات مهم این گروه میتوان به میریستیسین، لیمونن، آلفا توژن و اوژنول اشاره کرد. با تمرکز بر این مواد، عصارهای به دست میآید که خواص درمانی فوقالعادهای دارد. مطالعات انسانی نشان دادهاند که روغنهای فرار موجود در جعفری، به ویژه میریستیسین، میتوانند از شکلگیری و رشد تومورها، به ویژه تومورهای ریه، جلوگیری کنند. همچنین تحقیقات دیگر نشان دادهاند که این روغنها میتوانند فعالیت آنزیم گلوتاتیون S ترانسفراز را که مسئول پیشگیری از تخریب سلولی است، تحریک کنند.
جعفری
لغت نامه دهخدا
جعفری. [ ج َ ف َ ] ( اِ ) گیاهی از طایفه چتری ها که شومخ نیز گویند و برگ آن مأکول است و در آشها و قورمه سبزی داخل کنند. ( ناظم الاطباء ). به لغت مازندران قسمی کرفس الورق حزا است. ( تحفه حکیم مؤمن ). قسمی از احرار بقول شبیه به کرفس در بوی و طعم و از کرفس خردتر و باریکتر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به احرارالبقول در همین لغت نامه شود. در «گیاه شناسی گل گلاب » آمده است: جعفری گیاهی است از تیره چتریان و از سبزیهای خوراکی است. دارای برگهای بسیار بریده که جنس خودروی آن در کتب قدیمی ما«فطر اسالیون » نامیده شده است. ( از گیاه شناسی گل گلاب چ 3 ص 263 و 264 ). در کتاب «کار آموزی داروسازی » آمده است: پرسیل ( جعفری ) از تیره ٔ: امبلیفر. قسمت قابل مصرف در داروسازی: ریشه ومیوه. مواد مؤثره: آپیول و اسانس. مورد استعمال ریشه: شربت پنج ریشه. ( از کارآموزی داروسازی ص 183 ).
فرهنگ معین
(جَ فَ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - یکی از سبزی های خوردنی است با ساقه های نازک راست و برگ های بریده که گل هایش سفید رنگ و چتری است، آهن، فسفر و ویتامین - های A.B.C. را نیز دارا می باشد. ۲ - نوعی سکة زر. ۳ - نوعی گل زردرنگ که در باغچه کارند.
فرهنگ عمید
٢. (زیست شناسی ) نوعی گل زردرنگ، گل جعفری.
٣. (اسم، صفت نسبی، منسوب به جعفر ) یکی از فرقه های مذهب شیعه که اصول فقهی آن منسوب به امام جعفر صادق، امام ششم شیعه، است و از عهد صفویه در ایران رواج پیدا کرده و اکنون نیز مذهب رسمی ایران است.
٤. (زیست شناسی ) نوعی مار سمّی با پوزۀ پهن، پولک های تیغه دار، سر مثلثی شکل، و مردمک عمودی.
۵. (صفت نسبی، منسوب به جعفر ) [قدیمی] ویژگی نوعی طلای ناب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به جعفر صادق علیه السلام: مذهب جعفری.
دهی است از دهستان ام الفخر بخش شادگان شهرستان خرمشهر در ۱۷ هزار گزی شمال باختری شادگان کنار راه اتومبیل رو شادگان به اهواز. دشت و گرمسیر است و سکنه آن ۸۸۸ تن اند آب آن از رودخانه جراحی و محصول آن غلات و خرما و برنج است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است.