لغت نامه دهخدا
توعد. [ ت َ وَع ْ ع ُ ] ( ع مص ) بیم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). وعید کردن. ( زوزنی ). به بدی ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تهدید کردن. ( ازاقرب الموارد ).سرزنش کردن و ترسانیدن. ( آنندراج ).
توعد. [ ت َ وَع ْ ع ُ ] ( ع مص ) بیم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). وعید کردن. ( زوزنی ). به بدی ترسانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تهدید کردن. ( ازاقرب الموارد ).سرزنش کردن و ترسانیدن. ( آنندراج ).
(تَ وَ عُّ ) [ ع. ] (مص م. ) ترساندن.
وعدۀ بد دادن، بیم دادن، ترساندن، از عاقبت بد ترسانیدن.
ترساندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «هذا ما تُوعَدُونَ» قرأ ابن کثیر و ابو عمرو: «یوعدون» بالیاء، ای یوعد المتّقون. و قرأ الآخرون بالتّاء، و المعنی: قل للمؤمنین هذا ما توعدون «لِیَوْمِ الْحِسابِ» ای فی یوم الحساب.
💡 هذا ما تُوعَدُونَ، قرأ ابن کثیر: یوعدون بالیاء، ای یقال لهم هذا الذی ترونه ما توعدون فی الدنیا علی السنة الانبیاء، لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ هذا موضعه رفع بالابتداء ما تُوعَدُونَ صفته لِکُلِّ أَوَّابٍ خبره. الاوّاب الراجع من المعصیة الی الطاعة.
💡 فَسَتَذْکُرُونَ ما أَقُولُ لَکُمْ اذا عاینتم العذاب حین لا ینفعکم الذکر و تندمون حین لا ینفعکم الندم. وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ و ذلک انهم توعدون لمخالفته دینهم إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ یعلم المحق من المبطل.
💡 «وَ إِذْ تَأَذَّنَ» یعنی آذن ای اعلم کما یقال توعد و اوعد، «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ» میگوید آگاهی داد خداوند شما، و آگاه کرد «شکرتم» راست و آگاهی «کفرتم» را، و شکر درین موضع توحیدست و ناسپاسی کفر است و تفسیر خود در عقب است.