تنکر

لغت نامه دهخدا

تنکر. [ ت َ ن َک ْ ک ُ ] ( ع مص ) از حال بگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). دیگرگون شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): حاسدان رای خداوند درباب من بگردانیده اند و آثارتنکر و تغیّر می بینم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 426 ). || بدحال گشتن از حال نیکو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ناشناس بودن. خود را ناشناس نشان دادن. ناشناس شدن. || ( اِمص ) ناشناختگی. ج، تنکرات. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(تَ نَ کُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - ناشناس بودن. ۲ - به حال زشت و ناخوش درآمدن.

فرهنگ عمید

۱. ناشناس بودن.
۲. خود را ناشناس نمودن.
۳. به حال زشت و ناخوش درآمدن.

فرهنگ فارسی

ناشناس بودن، خودراناشناس نمودن
۱- ( مصدر ) ناشناس بودن خود را ناشناس نشان دادن ناشناس شدن. ۳ - از حالی بحالت زشت و ناخوش در آمدندگرگون گشتن. ۳ - ( اسم ) ناشناختگی. جمع: تنکرات.

ویکی واژه

ناشناس بودن.
به حال زشت و ناخوش درآمدن.

جمله سازی با تنکر

💡 صاحب را عظیم مستنکر آمد به دو وجه یکی از کثرت رشوت و دوم از دلیری و بی دیانتی قاضی.

💡 التنکریمپ ۳۶٫۶۴ کیلومترمربع مساحت دارد ۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 و اما دوم که پیروی شهوت فرج، و حرص بر مجامعت باشد، پس شکی نیست که خود فی نفسه امری است قبیح و منکر، و در نظر ارباب عقول، مستهجن و مستنکر.

💡 فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ ای حادّ هذا کقوله: أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ یَوْمَ یَأْتُونَنا، و المعنی بصرک الیوم نافذ تبصر ما کنت تنکر فی الدنیا. و قیل اراد بالبصر العلم ای علمک الیوم نافذ فی البعث علم حین لم ینفعه العلم و ابصر حین لم ینفعه البصر.

💡 عشق در همه ساریست، ناگزیر جمله اشیاءاست و کیف تنکر العشق و مافی الوجود الاهو، ولولاالحب ماظهر ماظهر، فبالحب ظهر الحب سارفیه،‌بل هو الحب کله، ذات محب و عشق او محال است که مرتفع شود، بلکه تعلق او نقل شود، از محبوبی به محبوبی

💡 والدین وی فرانتس فون موتیوس و هانا الیزابت فون موتیوس، متولد گازرت بودند. مادرش از یک خانواده پزشکی مستقر در پارتنکرکن با منشأ آلمانی شمالی آمده بودند. پدربزرگ مادری وی پزشک و پزشک اعزامی آلمانی هانس گزرت بود. پدر وی، عضو شورای پزشکی لودولف فردریش گازت، از یک خانواده بازرگان بود.

گرده یعنی چه؟
گرده یعنی چه؟
هفت اقلیم یعنی چه؟
هفت اقلیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز