لغت نامه دهخدا
تلفات. [ ت َ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ تلف. ضایعات. هلاکها. مرگ و میرها: زلزله بوئین زهرای قزوین تلفات فراوانی دربرداشت. جنگ جهانی دوم تلفات سنگینی داشت.
تلفات. [ ت َ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ تلف. ضایعات. هلاکها. مرگ و میرها: زلزله بوئین زهرای قزوین تلفات فراوانی دربرداشت. جنگ جهانی دوم تلفات سنگینی داشت.
جمع تلف. ضایعات.
{casualty} [علوم نظامی] هر فردی که ازنظر سازمان نظامی با وضعیتی به یکی از صورت های زیر ازدست رفته تلقی می شود: مرده یا مفقود الاثر یا بیمار یا زخمی یا در مکان نامعلوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استفان دوب بیرنادسکی جزوی از هنگهای لهستانی در جنگ حهانی اول بود و در جنگ لهستان-شوروی فرماندهی هنگهایی را به عهده داشت. نام او در هنگام عقبنشینی ارتش لهستان از اوکراین و نبردهای سال ۱۹۲۰ معروف گشت و مدالهای افتخاری را برای او به ارمغان داشت. هرچند که در همان زمان هم او به خاطر استراتژیهای خطرناکش که منجر به تلفات بسیار میگشت مورد انتقاد بود.
💡 از آنچه اتفاق افتاده پشیمان نیستم. قطعاً نه. این مسیر است. من خودم را به خاطر خدا وقف جهاد کردم و خدا به من توفیق داد. شما میدانید که [در حمله سال ۲۰۰۱ به پیتزا فروشی سباررو] چه تعداد تلفات داشتهاست. این توسط خداوند امکانپذیر شد. آیا میخواهید آنچه را انجام دادهام متهم کنم؟ این سؤال ندارد. من امروز و به همان روش این کار را دوباره انجام میدادم.
💡 یکشنبه ۱۷ مهر بین گارد ضدشورش زندان لاکان رشت و زندانیان درگیری میشود و شماری از زندانیان کشته و زخمی شدند. حکومت و مخالفان دو روایت متفاوت از درگیریها ارائه میدهند. شمار دقیق تلفات درگیری در این زندان مشخص نیست. خبر درگیری و شورش در این زندان پس از آن به رسانهها درز پیدا کرد که ستون دودی بر فراز این زندان دیده شد.
💡 چهارشنبه ۲۶ فوریه ۲۰۲۰ در درگیریهای بین نیروهای امنیتی و مردم معترض عراقی در میدان خلانی در مرکز بغداد دو تن کشته و ۵۷ نفر زخمی شدند. برخی از تلفات در اثر اصابت گلوله مستقیم نیروهای امنیتی بوده و برخی دیگر در اثر شلیک گاز اشکآور دچار حالت خفگی شده بودند.
💡 العالَم: عالم عبارتی است از مخلوقات خداوند. و گویند: «هژده هزار عالم و پنجاه هزار عالم.» و فلاسفه گویند: «دو عالم علوی و سفلی.» و علمای اصول گویند: «از عرش تا ثری هرچه هست عالم است.» و در جمله عالم اجتماع مختلفات بود و اهل این طریقت نیز «عالم ارواح و نفوس» گویند. و مرادشان نه آن بود که فلاسفه را بود، که مرادشان اجتماع ارواح و نفوس باشد.