تشر

لغت نامه دهخدا

تشر.[ ت َ ش َ ] ( اِ ) عتاب. توپ. پرخاش. گفتاری درشت با آوازی بلند و تهدید کسی را. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(تَ شَ ) (اِ. ) (عا. ) کلمه ای که از روی خشم به کسی گفته شود، عتاب، پرخاش.

فرهنگ عمید

سخنی که از روی خشم به کسی گفته شود، پرخاش، عتاب.
* تشر زدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] به حالت تشر با کسی حرف زدن.

فرهنگ فارسی

پرخاش، عتاب، کلمهای که ازروی خشم بکسی گفته شود
( اسم ) کلمه ای که از روی خشم بکسی گفته شود پرخاش عتاب.

ویکی واژه

(عا.)
کلمه‌ای که از روی خشم به کسی گفته شود، عتاب، پرخاش.

جمله سازی با تشر

💡 اگر به کلبه ی احزان ما دهد تشریف یقین که جان به نثارم ز دست خواهد رفت

💡 در سال ۲۰۰۹ فیلم مستندی از اجراهای نمایشی، خاطرات روزانه و سخنرانی‌های پینک در ایالات متحده آمریکا منتشر شد.

💡 راه دریا گیر اگر لؤلؤی عمّانت هواست دست دربان بوس اگر تشریف سلطان بایدت

💡 روح‌الله خمینی در نامه‌ای که به مناسبت وفات سید محمود علایی طالقانی منتشر کرد از او و پدرش چنین یاد می‌کند:

💡 مرا که در ره شکر تو دست و پایی نیست بدست و پا همه تشریف دادی و تمکین

💡 هم در این عید از تو امیدم که بخشی مرمرا نغز تشریفی کز آن گردم به گیتی شادمان